«ایران ماند»: حماسه‌سرایی یک دانشجوی مدال‌آور در دفاع از وطن؛ از تاریخ تا نبرد امروز

«ایران ماند»: حماسه‌سرایی یک دانشجوی مدال‌آور در دفاع از وطن؛ از تاریخ تا نبرد امروز

در اوج هجوم وحشیانه متجاوزان و در دفاع از تمامیت ارضی و جان و مال ایرانیان، امیرحسین اشراقی، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران و مدال‌آور المپیادهای علمی، سروده‌ای حماسی با عنوان «ایران ماند» را به ملت ایران و تمام وجدان‌های بیدار جهان تقدیم کرده است. این شعر، تاریخ پر فراز و نشیب ایران را از دوران باستان تا نبرد امروز، در برابر چشمان خواننده به تصویر می‌کشد و بر ماندگاری هویت، فرهنگ و غیرت ایرانی در گذر زمان تأکید دارد.

در شرایطی که کشور عزیزمان مورد هجوم وحشیانه دشمنان قرار گرفته و تروریست‌های بیگانه با بی‌شرمی تمام، بیمارستان‌ها، مدارس و منازل را ویران کرده و خون بی‌گناهان را می‌ریزند، ندای دفاع و افتخار از سوی فرزندان این مرز و بوم طنین‌انداز شده است. امیرحسین اشراقی، دانشجوی ممتاز پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران و پرافتخار با مدال‌های طلای المپیادهای سلول‌های بنیادی، علوم و فناوری نانو و مسابقه ملی نانو، در اقدامی ستودنی، سروده‌ای حماسی با عنوان «ایران ماند» را به ملت ایران تقدیم کرده است.

این اثر که با عشق و افتخار سروده شده، آیینه‌ای تمام‌نما از تاریخ پرشکوه ایران است؛ از رد پای ایران در گذر قرن‌ها، مقاومت در برابر هجوم آشور و ایلام، درایت هووخشتره، بزرگواری کوروش، دلاوری آرش کمانگیر، فداکاری سورنا، پهلوانی رستم، مقاومت ملت در برابر ستم‌های تاریخ، تا شکوفایی تمدن ایرانی در دوران آل بویه و صفاریان، ایستادگی جلال‌الدین خوارزمشاه در برابر مغول، اقتدار عباسی در هنر و توسعه، شمشیر نادرشاه، درایت امیرکبیر در برابر توطئه‌های قاجار، خون شهیدان مشروطه و نهضت جنگل، ایستادگی در برابر قحطی و جنگ، و مقاومت هشت ساله در برابر دشمن بعثی.

شعر «ایران ماند» به روشنی به تهاجمات اخیر اشاره کرده و با اشاره به «کودک‌کشِ نژادپرست» و «تجاوزگرانِ بیگانه»، عزم ملت ایران را در برابر این دشمنی‌ها به تصویر می‌کشد. اشراقی در این سروده، بر این نکته تأکید می‌کند که با وجود تمام سختی‌ها، «مشت ملّت وَرای ایران ماند» و «حسبُنا رَبَّنای ایران ماند»، که نشان از توکل و اتکای ملت به خداوند و قدرت درونی خود دارد.

این اثر فاخر، تنها یک شعر نیست؛ بلکه فریاد بلند یک ملت سرافراز است که در طول تاریخ، با وجود تمام مصائب، همواره هویت، فرهنگ و استقلال خود را حفظ کرده و در برابر هر تجاوزی، با تمام توان ایستاده است. در پایان، اشراقی، آرزوی پیروزی کشور و حفظ تمامیت ارضی و جانی ایران و ایرانیان را دارد و این شعر را به تمام وجدان‌های بیدار و آزاد، بویژه ایرانیان و ایران‌دوستان شجاع و باهوش تقدیم می‌کند.

《ایران ماند》

 

بر سر صفحه‌صفحه‌ی تاریخ، خط به خط ردّ پای ایران ماند

از پس رعد و برق هَمهمه‌ها، جمله رفت و صدای ایران ماند

 

ابرهای سیاه طوفان‌زا، خواستند این چراغ را خاموش

مِهر یزدان ولی نگه‌بان بود، شعله‌ورتر نوای ایران ماند

 

قرن‌ها قتل و غارت آشور، کرد ایلام و ماد را رنجور

تا هووَخشَترَه با درایت و زور، دور کرد این بلا که ایران ماند

 

کشته شد کوروش هخامنشی گرچه در جنگ دشمن وحشی

تا ابد از بزرگواری و داد، یکّه فرمانروای ایران ماند

 

تخت جمشید سوخت در آتش، گم شد اما مزار اسکندر

چون که از مشت آریوبرزن، جاودانه سرای ایران ماند

 

در تب جاه و مال دنیا خواست تا کراسوس بگیرد ایران را

سورنای دلیر تیر انداخت، بی‌نهایت بهای ایران ماند

 

از خم تازیانه‌ی تازی، رستم پهلوان به چاه افتاد

گرچه اسلام، ماه آزادی، در هوای رهای ایران ماند

 

دور جبر و نفاق، حاکم شد از تبار امیّه و عبّاس

گرچه از آل بویه و صفّار، گوهر باصفای ایران ماند

 

روبروی سپاهیان مغول، کوه شد غیرت جلال‌الدّین

غرق شد اجنبی در این فرهنگ، او ولی جان‌فدای ایران ماند

 

چالدران را جواب داد عبّاس، در هنر نیمی از جهان را ساخت

شیعه‌ی مرتضی علی(ع) چون رود، در مسیر ولای ایران ماند

 

روس‌ها، هندیان و ازبک‌ها، تازیان، ترک‌های عثمانی

هر یک از گوشه‌ای هجوم آورد، تیغ نادر دوای ایران ماند

 

در غبار خیانت قاجار، زیر رگبار سلطه‌ی اغیار

سینه کرد استوار امیرِ کبیر، ضامن ارتقای ایران ماند

 

خون ستّارخان و باقرخان، با شهیدان راه مشروطه

میرزاجنگلی، رئیسعلی، باعث اعتلای ایران ماند

 

در فراز و نشیب حادثه‌ها، قحطی و جنگ و فتنه‌ و غوغا

خَم شد اما دوتا نشد هرگز، عهدها در وفای ایران ماند

 

دشمن بعثی جنایتکار، سوخت در انتقام دوران‌ها

هشت سال از سه روزشان بگذشت، نام همّت‌فزای ایران ماند

 

بغض‌ها در ته گلو یخ زد، اعتراضات حَقّ مصادره شد

خائن و اجنبی چه می‌فهمند؟ دادخواهی برای ایران ماند

 

قومِ کودک‌کشِ نژادپرست، تاجرانِ کثیفِ بادپرست

آمد این بار هم قمار کند، مشت ملّت وَرای ایران ماند

 

ظالمانِ منافقِ خانه یا تجاوزگرانِ بیگانه؟

هیچ‌یک! لا اله الّا الله؛ حَسبُنا رَبَّنای ایران ماند

 

هر چه و هر کجایی ای اشراق، زاده‌ی مادر وطن هستی…

کاش بر این کفن نوشته شود: سرِ سرباز پایِ ایران ماند